خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه از عشق عمیق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر معشوق با او تلخ سخن بگوید، باز هم او را دوست دارد و برایش شکرگزار است. شاعر سوگند میخورد که در دو جهان تنها او را دوست دارد و از خدا میخواهد که هیچ بلایی به سر معشوق نرساند. او هر شب تا سحرگاه به یاد معشوق بیدار میماند و از عشقش رنج میکشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم پیچیدهتر عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد.
غزل ۶ - گر باز دگرباره ببینم مگر اورا
گر باز دگرباره ببینم مگر اورا
دارم ز سر شادی بر فرق سر او را ۱
با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید
تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را ۲
سوگند خورم من به خدا و به سر او
کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را ۳
چندان که رسانید بلاها به سر من
یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را ۴
هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه
رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را ۵
دارم ز سر شادی بر فرق سر او را ۱
با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید
تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را ۲
سوگند خورم من به خدا و به سر او
کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را ۳
چندان که رسانید بلاها به سر من
یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را ۴
هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه
رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
گوهر بعدی:غزل ۷ - از دور بدیدم آن پری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.