خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از باد بهاری و بهار سخن میگوید، اما احساس میکند که بهار برای او نرسیده است. او از گلهایی که شکفتهاند و از خلوت خود بیرون آمدهاند، اما گلرخ او (معشوق) پردهنشینی را انتخاب کرده است، ابراز ناراحتی میکند.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
شماره ۱۲۱ - دیدی که نسیم نوبهاری بوزید
دیدی که نسیم نوبهاری بوزید
ما را ز بهار ما نسیمی نرسید ۱
دردا که چو گل پردهٔ خلوت بدرید
آن گلرخ ما پرده نشینی بگزید ۲
ما را ز بهار ما نسیمی نرسید ۱
دردا که چو گل پردهٔ خلوت بدرید
آن گلرخ ما پرده نشینی بگزید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - دردی است مرا به دل دوایم بکنید
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - کس همچو من غریب بییار مباد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.