خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غربت، بییاری و درد هجران خود میگوید و آرزو میکند کسی مانند او گرفتار این شرایط نشود. او از نبود طبیب و درمان برای دردهایش شکایت دارد و آرزو میکند هیچ بیمار بیطبیب نباشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۲۲ - کس همچو من غریب بییار مباد
کس همچو من غریب بییار مباد
بیچاره و عاجز و گرفتار مباد ۱
درد هجران مرا به جان آورده
هر جا که طبیب نیست بیمار مباد ۲
بیچاره و عاجز و گرفتار مباد ۱
درد هجران مرا به جان آورده
هر جا که طبیب نیست بیمار مباد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - دیدی که نسیم نوبهاری بوزید
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - دریاب که دل برفت و تن هم بنماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.