خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و رازهای نهفته در آن میپردازد. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی مرموز و قدرتمند یاد میکند که باعث گمشدن دل و جان میشود. او از عشق به عنوان یک تجربه عمیق و گاهی دردناک سخن میگوید که با زندگی و مرگ در هم آمیخته است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۳۸۵ - در عشق، فتوح چیست؟ دانی
در عشق، فتوح چیست؟ دانی
از دوست کرشمهٔ نهانی ۱
بینی ز کمان کشان غمزه
ترکان که کمین گشای خوانی ۲
گوئی که ز عشق او نشان ده
کس داد نشان ز بینشانی ۳
سرنامهٔ عشق کشتن آمد
سرنامهٔ خلق زندگانی ۴
گفتم به خیال او که آوخ
من دل سبکم تو جان گرانی ۵
دل گم شدهام کجا ندانم
جای دل گم شده تو دانی ۶
خاقانی تو مزن ازین دم
کاین دم گهری است آسمانی ۷
از دوست کرشمهٔ نهانی ۱
بینی ز کمان کشان غمزه
ترکان که کمین گشای خوانی ۲
گوئی که ز عشق او نشان ده
کس داد نشان ز بینشانی ۳
سرنامهٔ عشق کشتن آمد
سرنامهٔ خلق زندگانی ۴
گفتم به خیال او که آوخ
من دل سبکم تو جان گرانی ۵
دل گم شدهام کجا ندانم
جای دل گم شده تو دانی ۶
خاقانی تو مزن ازین دم
کاین دم گهری است آسمانی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۴ - تو را افتد که با ما سر برآری
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶ - گویم همه دل منی و جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.