خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن از زبان شاعری است که مخاطب را به دوری از دشمنان و وفاداری به دوستان و ارزشهای اخلاقی دعوت میکند. شاعر تأکید میکند که نباید به فرمان دشمنان گردن نهاد و باید به یاران و حقهای آنها احترام گذاشت. همچنین، شاعر از مخاطب میخواهد که با او صادق باشد و از رفتارهای ناپخته دوری کند.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد.
غزل ۳۸۴ - تو را افتد که با ما سر برآری
تو را افتد که با ما سر برآری
کنی افتادگان را خواستاری ۱
مکن فرمان دشمن سر درآور
بدین گفتن چه حاجت؟ خود درآری ۲
بهای بوسه جان خواهی و سهل است
بها اینک، بیاور هر چه داری ۳
به یک دل وقت را خرسند میباش
اگرچه لاغر افتاد این شکاری ۴
برای تو جهانی را بسوزم
اگر خو واکنی از خامکاری ۵
نهان از خوی خود درساز با من
که گر خویت خبر دارد نیاری ۶
مکن حقهای خاقانی فراموش
اگر روزی حق یاران گزاری ۷
کنی افتادگان را خواستاری ۱
مکن فرمان دشمن سر درآور
بدین گفتن چه حاجت؟ خود درآری ۲
بهای بوسه جان خواهی و سهل است
بها اینک، بیاور هر چه داری ۳
به یک دل وقت را خرسند میباش
اگرچه لاغر افتاد این شکاری ۴
برای تو جهانی را بسوزم
اگر خو واکنی از خامکاری ۵
نهان از خوی خود درساز با من
که گر خویت خبر دارد نیاری ۶
مکن حقهای خاقانی فراموش
اگر روزی حق یاران گزاری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۳ - یک زبان داری و صد عشوهگری
گوهر بعدی:غزل ۳۸۵ - در عشق، فتوح چیست؟ دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.