خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او از رها کردن دین و دنیا برای دلبر، مهرورزی با حریفان، و تبدیل دردها به شکرانههای عشق صحبت میکند. شاعر همچنین از نادیده گرفتن غصههای بدگویان و تقدیم جان خود به خاقان اکبر سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۵۸ - خیز تا رخت دل براندازیم
خیز تا رخت دل براندازیم
وز پی نیکوئی سر اندازیم ۱
با حریفان درد مهرهٔ مهر
بر بساط قلندر اندازیم ۲
دین و دنیا حجاب همت ماست
هر دو در پای دلبر اندازیم ۳
دوست در روی ما چو سنگ انداخت
ما به شکرانه شکر اندازیم ۴
مردم دیده را سپند کنیم
پیش روی بر آذر اندازیم ۵
گرچه از توسنی چو طالع ماست
ما کمند وفا دراندازیم ۶
گر بدین حیله صید شد بخبخ
ورنه کاری دگر براندازیم ۷
تا کی از غصههای بدگویان
قصهها پیش داور اندازیم ۸
شرح این حال پیش دوست کنیم
سنگ فتنه به لشکر اندازیم ۹
تحفه سازیم جان خاقانی
پیش خاقان اکبر اندازیم ۱۰
وز پی نیکوئی سر اندازیم ۱
با حریفان درد مهرهٔ مهر
بر بساط قلندر اندازیم ۲
دین و دنیا حجاب همت ماست
هر دو در پای دلبر اندازیم ۳
دوست در روی ما چو سنگ انداخت
ما به شکرانه شکر اندازیم ۴
مردم دیده را سپند کنیم
پیش روی بر آذر اندازیم ۵
گرچه از توسنی چو طالع ماست
ما کمند وفا دراندازیم ۶
گر بدین حیله صید شد بخبخ
ورنه کاری دگر براندازیم ۷
تا کی از غصههای بدگویان
قصهها پیش داور اندازیم ۸
شرح این حال پیش دوست کنیم
سنگ فتنه به لشکر اندازیم ۹
تحفه سازیم جان خاقانی
پیش خاقان اکبر اندازیم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷ - دل را به غم تو باز بستیم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹ - یارب از عشق چه سرمستم و بیخویشتنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.