خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و وابستگی عمیق به معشوق است. شاعر از دلبستگی، فداکاری و ایثار خود در راه عشق سخن میگوید و از رنجها و سختیهایی که در این راه متحمل شده، یاد میکند. او معشوق را قبلهگاه خود میداند و تمام وجودش را وقف او کرده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۵۷ - دل را به غم تو باز بستیم
دل را به غم تو باز بستیم
جان را کمر نیاز بستیم ۱
تن کو سگ توست هم به کویت
بر شاخ گلش به ناز بستیم ۲
از دل به دلت رسول کردیم
وز دیده زبان راز بستیم ۳
دیدیم رخت که قبلهٔ ماست
زآنسو که توئی نماز بستیم ۴
خونین تتق از پی خیالت
بر چشم خیال باز بستیم ۵
بر بوی خیال زود سیرت
خواب شب دیر باز بستیم ۶
جان از پی گرد موکب تو
بر شه ره ترکتاز بستیم ۷
مرغی که کبوتر هوائی است
بر گوشهٔ دام باز بستیم ۸
جوری که ز غمزهٔ تو دیدیم
بر عالم کینه ساز بستیم ۹
خاقانیوار لاشهٔ عمر
بر آخور حرص و آز بستیم ۱۰
جان را کمر نیاز بستیم ۱
تن کو سگ توست هم به کویت
بر شاخ گلش به ناز بستیم ۲
از دل به دلت رسول کردیم
وز دیده زبان راز بستیم ۳
دیدیم رخت که قبلهٔ ماست
زآنسو که توئی نماز بستیم ۴
خونین تتق از پی خیالت
بر چشم خیال باز بستیم ۵
بر بوی خیال زود سیرت
خواب شب دیر باز بستیم ۶
جان از پی گرد موکب تو
بر شه ره ترکتاز بستیم ۷
مرغی که کبوتر هوائی است
بر گوشهٔ دام باز بستیم ۸
جوری که ز غمزهٔ تو دیدیم
بر عالم کینه ساز بستیم ۹
خاقانیوار لاشهٔ عمر
بر آخور حرص و آز بستیم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - خیز تا رخت دل براندازیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.