خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از زندگی و روزگار است. شاعر از عدم وجود عافیت و امان از بلا، عدم تسکین دردهای درونی، و نبود کسی برای گرهگشایی از غمهایش شکایت میکند. او همچنین از بیپناهی و بیکسی در برابر مشکلات زندگی و عدم پاسخگویی آسمان به درخواستهایش سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و یأس مطرح شده در آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی برای درک بهتر دارد.
غزل ۱۷۸ - عافیت کس نشان دهد؟ ندهد
عافیت کس نشان دهد؟ ندهد
وز بلا کس امان دهد؟ ندهد ۱
یک نفس تا که یک نفس بزنم
روزگارم زمان دهد؟ ندهد ۲
در دلم غصهای گره گیر است
چرخ تسکین آن دهد؟ ندهد ۳
کس برای گره گشادن دل
غمگساری نشان دهد؟ ندهد ۴
آخر این بادبان آتشبار
بحر غم را کران دهد؟ ندهد ۵
موج کشتی شکاف بیند مرد
تکیه بر بادبان دهد؟ ندهد ۶
ز آسمان خواست داد خاقانی
داد کس آسمان دهد؟ ندهد ۷
وز بلا کس امان دهد؟ ندهد ۱
یک نفس تا که یک نفس بزنم
روزگارم زمان دهد؟ ندهد ۲
در دلم غصهای گره گیر است
چرخ تسکین آن دهد؟ ندهد ۳
کس برای گره گشادن دل
غمگساری نشان دهد؟ ندهد ۴
آخر این بادبان آتشبار
بحر غم را کران دهد؟ ندهد ۵
موج کشتی شکاف بیند مرد
تکیه بر بادبان دهد؟ ندهد ۶
ز آسمان خواست داد خاقانی
داد کس آسمان دهد؟ ندهد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۷ - آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
گوهر بعدی:غزل ۱۷۹ - دل از گیتی وفاجویی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.