خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساس حقارت و ناتوانی در زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که بدون عشق و حضور معشوق، زندگی برایش بی‌معناست. او حتی از ناتوانی در گریستن به دلیل شدت رنجش می‌گوید و امید چندانی به ادامه زندگی ندارد.

محتوا شامل احساسات عمیق غم و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۸ - ته بندومه تا مه استخون (هسّکا) بَپیسْتِن

ته بندومه تا مه استخون (هسّکا) بَپیسْتِن
منه جان! تویی، بی‌جان نتومّه زیستن ۱

بسا این‌که حقیرْمِهْ وُ نَتومّه زیستن
با این رَنْگِنٰا چِشْ نَتومّه گریستن ۲

منکه رَنْگِنٰا چِشْ نتومّه گریستن
مه جان چی امید دارمه من شه بزیستن ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۳ ۱۴۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷ - امیر گنه: مِهْ تاج سَرْ! مه دِلُ و تَنْ!
گوهر بعدی:شماره ۹ - چی وا (چی بو) بَمِردْ بومْ ته عشقِ وَرْمن‌ای هو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.