خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از جدایی و عشق ناکام است. شاعر از مرگ درونی خود در غم عشق سخن میگوید و تأکید میکند که زندگی بدون معشوق بیمعناست. او از دیدگان اشکبار، جان بیقرار و رسوایی در دنیا بدون حضور معشوق شکایت دارد و در نهایت اشاره میکند که تمام این جهان بدون معشوق بیارزش است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ عاطفی و رسوایی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹ - چی وا (چی بو) بَمِردْ بومْ ته عشقِ وَرْمنای هو
چی وا (چی بو) بَمِردْ بومْ ته عشقِ وَرْمنای هو
بَتُومِّه دییِنْ شِه مَرگ، نَتُومِّهْ بی تو ۱
جانْ دونّه که چی جانْ بَکنّیمهْ بی تو
دیده دونّه چی خینْ بَشِنیمّهْ بی تو ۲
حقّْ دُونّه که رُسوایِ دَنیمِهْ بی تو
اَلْقِصّهْ که این عالمْ دِنیمهْ بی تو ۳
بَتُومِّه دییِنْ شِه مَرگ، نَتُومِّهْ بی تو ۱
جانْ دونّه که چی جانْ بَکنّیمهْ بی تو
دیده دونّه چی خینْ بَشِنیمّهْ بی تو ۲
حقّْ دُونّه که رُسوایِ دَنیمِهْ بی تو
اَلْقِصّهْ که این عالمْ دِنیمهْ بی تو ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸ - ته بندومه تا مه استخون (هسّکا) بَپیسْتِن
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - امیر گنه: مه کار چه منصور و دار بو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.