خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد و غم عشق میگوید و از دلش میخواهد که بر این رنجها صبر کند. او از تیغ غم عشق سخن میگوید که جانش را میکشد، اما در عین حال، این غم را همچون صیقلدهندهای برای جان و آینهای از هستی خود میداند.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند 'تیغ غم' و 'جان کشی' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۲۹۶ - گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من
گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من
ای دل نخوری دریغ بر سینه من ۱
گو صیقل تیغ جان زدای غم دوست
بزدای ز زنگ هستی آئینه من ۲
ای دل نخوری دریغ بر سینه من ۱
گو صیقل تیغ جان زدای غم دوست
بزدای ز زنگ هستی آئینه من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - شاها ز زمانه گم شد آسایش من
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - می آمد دی بسان اقبال شهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.