خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

در این متن، شاعر از آمدن شخصی با شکوه مانند پادشاهان و خندان مانند بهار در خوزستان سخن می‌گوید. در مقابل، خودش از غم آن شخص مانند یک پیر زاهد گریان است، در حالی که آن شخص همچون جوانی بر غم او می‌خندد.

متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۷ - می آمد دی بسان اقبال شهان

می آمد دی بسان اقبال شهان
خندان چو لب بهار در خوزستان ۱

من از غم او چو پیر زاهد گریان
او همچو شباب بر غم من خندان ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۲۴۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - گر تیغ غمش ز جان کشد کینه من
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - هر روز ز بهر دل بیحاصل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.