خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از درد هجران و شب‌های تاریک زندگی خود می‌گوید و آرزو می‌کند که این دردها به پایان برسد و روزی خوشی جایگزین آن شود.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب سنین بالاتر است.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۸ - گفتم که چو بخت هجر در خواب شود

گفتم که چو بخت هجر در خواب شود
خون جگرم مگر می ناب شود ۱

زلف شب من به صبح گردن ننهد
خورشید ز نور اگر رسن تاب شود ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۲۲۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - گفتی که فلان ز هجر ما چون باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.