خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از درد دوری و بیخبری از معشوق میگوید و بیان میکند که حال دلش از چهره و چشمانش آشکار است. او رنج و عذاب جانش را توصیف میکند و نشان میدهد که این احساسات درونی در ظاهرش نیز نمایان است.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد. همچنین، شعر کلاسیک معمولاً برای مخاطبان با سطح درک بالاتر مناسب است.
شماره ۱۵۹ - گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید
گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید
ور نیز نه آگهی که جانم چه کشید ۱
از چهره من قیاس دل بتوان کرد
و زدیده من درون جان بتوان دید ۲
ور نیز نه آگهی که جانم چه کشید ۱
از چهره من قیاس دل بتوان کرد
و زدیده من درون جان بتوان دید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - گفتم که چو بخت هجر در خواب شود
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.