خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و عشق الهی است. شاعر از دردها و رنجهای عشق سخن میگوید و آنها را با اشک و دعا درمان میکند. او به زیارت ماتمسرا میرود و جان خود را فدای قطرهای اشک میکند. شعر پر از تصاویر نمادین مانند سجده، نماز، و طواف است که نشاندهندهی عشق و اخلاص شاعر است.
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۶ - برخیز تا زیارت ماتمسرا کنیم
برخیز تا زیارت ماتمسرا کنیم
جان را برای قطره اشکی فدا کنیم ۱
بر مرهم مسیح بخندیم و بگذریم
هر درد را به حسرت دردی دوا کنیم ۲
داغیم و کار ما سفر ملک سینههاست
تا خویش را به چاک غمی آشنا کنیم ۳
بستند در به روی تمنای هر دو کون
فرصت غنیمتست نمازی ادا کنیم ۴
در سجده اوفتیم چو بینیم روی دوست
عید شهادتست بیا تا دعا کنیم ۵
کو یک جهان نظاره که در طور وصل دوست
امروز یک نماز تماشا قضا کنیم ۶
پر مهربان حنجره ماست تیغ ناز
دیگر شکایت از غم هجران چرا کنیم ۷
گر سر به پای غم نفشاندیم بخل نیست
میخواستیم در طلب دوست پا کنیم ۸
در لرزه اوفتیم فصیحی درین چمن
گستاخ اگر چو شمع طواف صبا کنیم ۹
جان را برای قطره اشکی فدا کنیم ۱
بر مرهم مسیح بخندیم و بگذریم
هر درد را به حسرت دردی دوا کنیم ۲
داغیم و کار ما سفر ملک سینههاست
تا خویش را به چاک غمی آشنا کنیم ۳
بستند در به روی تمنای هر دو کون
فرصت غنیمتست نمازی ادا کنیم ۴
در سجده اوفتیم چو بینیم روی دوست
عید شهادتست بیا تا دعا کنیم ۵
کو یک جهان نظاره که در طور وصل دوست
امروز یک نماز تماشا قضا کنیم ۶
پر مهربان حنجره ماست تیغ ناز
دیگر شکایت از غم هجران چرا کنیم ۷
گر سر به پای غم نفشاندیم بخل نیست
میخواستیم در طلب دوست پا کنیم ۸
در لرزه اوفتیم فصیحی درین چمن
گستاخ اگر چو شمع طواف صبا کنیم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵ - تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷ - تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.