خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از وضعیت خود و جهان است. او از ناتوانی در تغییر شرایط و تلخی زندگی میگوید، حتی با وجود تلاشهای مکرر. شاعر به آتش درون خود اشاره میکند که نمیتواند بر کفر و دین تأثیر بگذارد و در نهایت به ضعف و ناتوانی خود اعتراف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین یأس و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد تا بتوان آنها را به درستی تحلیل کرد.
شماره ۱۹۵ - تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
کو همتی که پای بر آن و بر این زنیم ۱
تلخیم در مذاق جهان همچنان اگر
صد بار غوطه در شکر و انگبین زنیم ۲
خاکستریم و باز به صد حیله خویش را
سوزیم تا دمی نفسی آتشین زنیم ۳
گریند شام ماتم ما دوستان ما
چون صبح خنده در نفس واپسین زنیم ۴
خاکیم و بردبار نه آن نازنین زلال
کز جنبش نسیم گره بر جبین زنیم ۵
ز آن شعلهای که سینه آتش کباب اوست
کو یک شرر که در جگر کفر و دین زنیم ۶
دستم نماند بس که فصیحی به سر زدیم
زین پس به جای دست مگر آستین زنیم ۷
کو همتی که پای بر آن و بر این زنیم ۱
تلخیم در مذاق جهان همچنان اگر
صد بار غوطه در شکر و انگبین زنیم ۲
خاکستریم و باز به صد حیله خویش را
سوزیم تا دمی نفسی آتشین زنیم ۳
گریند شام ماتم ما دوستان ما
چون صبح خنده در نفس واپسین زنیم ۴
خاکیم و بردبار نه آن نازنین زلال
کز جنبش نسیم گره بر جبین زنیم ۵
ز آن شعلهای که سینه آتش کباب اوست
کو یک شرر که در جگر کفر و دین زنیم ۶
دستم نماند بس که فصیحی به سر زدیم
زین پس به جای دست مگر آستین زنیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - برخیز تا زیارت ماتمسرا کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.