خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از حافظ، بیانگر عشق و مستی معنوی، ناامیدی از دنیای مادی و آرزوی وصال با معشوق است. شاعر از مینوشی به عنوان نمادی از رهایی از خود و رسیدن به حقیقت یاد میکند و از روزی سخن میگوید که بتواند دستی دیگر بر سر زند و از غمهای دنیا رها شود.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعاری مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و غم نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۱۹۴ - کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
چون شراب از بیخودیها تکیه بر ساغر زنیم ۱
تازه شمعی کاش افروزند در بزم وصال
بر سر این شعلههای کهنه تا کی پر زنیم ۲
مختصر دستی که ما را بود صرف جام شد
گر خدا روزی کند دستی دگر بر سر زنیم ۳
در محیط غم فلاطونوار زورق افکنیم
خندهها بر جلوههای تشنه کوثر زنیم ۴
چون شراب از بیخودیها تکیه بر ساغر زنیم ۱
تازه شمعی کاش افروزند در بزم وصال
بر سر این شعلههای کهنه تا کی پر زنیم ۲
مختصر دستی که ما را بود صرف جام شد
گر خدا روزی کند دستی دگر بر سر زنیم ۳
در محیط غم فلاطونوار زورق افکنیم
خندهها بر جلوههای تشنه کوثر زنیم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.