خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقی، و ارتباط با معشوق و خداوند سخن میگوید. او از دلهایی که به میکده رو میآورند، شبخون کفر بر مذهب، و نالههای عاشقانه یاد میکند. همچنین، از زلف معشوق و تأثیر آن بر صبح و شب، و نالههای خوشی که از جور دوست است، سخن میراند.
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'شبخون کفر' و 'جور دوست' نیاز به درک عمیقتری از ادبیات و فلسفه دارد.
شماره ۱۹۳ - کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم ۱
زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب
گیریم جیب صبح و به سوی شب آوریم ۲
تا سالها به خون نطپد ناله در جگر
رخصت نمیدهند که سوی لب آوریم ۳
نالش خوش است اگر همه از جور دوست است
کو لب که رو به زمزمه یارب آوریم ۴
همچشم ماست چرخ فصیحی درین چمن
تا هر شب از سرشک به رخ کوکب آوریم ۵
شبخون کفر بر سپه مذهب آوریم ۱
زلفت اگر مدد کند از دست آفتاب
گیریم جیب صبح و به سوی شب آوریم ۲
تا سالها به خون نطپد ناله در جگر
رخصت نمیدهند که سوی لب آوریم ۳
نالش خوش است اگر همه از جور دوست است
کو لب که رو به زمزمه یارب آوریم ۴
همچشم ماست چرخ فصیحی درین چمن
تا هر شب از سرشک به رخ کوکب آوریم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.