خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و پرستش بیقید و شرط است، از زخم و افغان تا شمشیر عریان، از دیوار گلستان تا خاک کنعان. شاعر به وحدت در پرستش اشاره میکند و فرقی بین کفر و ایمان نمیگذارد. همه چیز را با عشق میپرستد و از پریشانی و شوق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند وحدت کفر و ایمان نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۵ - لب زخمیم و افغان را پرستیم
لب زخمیم و افغان را پرستیم
دم شمشیر عریان را پرستیم ۱
گل از بلبل همین بس دولت ما
که دیوار گلستان را پرستیم ۲
ز ما یوسف پرستیدن ادب نیست
بیا تا خاک کنعان را پرستیم ۳
پریشانزاده چون زلفیم و از شوق
سر زلف پریشان را پرستیم ۴
به بوی عشق اندر کعبه و دیر
دل گبر و مسلمان را پرستیم ۵
دورنگی در عبادتگاه ما نیست
به یک دل کفر و ایمان را پرستیم ۶
فصیحی دست ناگه گیر عشقیم
همه چاک گریبان را پرستیم ۷
دم شمشیر عریان را پرستیم ۱
گل از بلبل همین بس دولت ما
که دیوار گلستان را پرستیم ۲
ز ما یوسف پرستیدن ادب نیست
بیا تا خاک کنعان را پرستیم ۳
پریشانزاده چون زلفیم و از شوق
سر زلف پریشان را پرستیم ۴
به بوی عشق اندر کعبه و دیر
دل گبر و مسلمان را پرستیم ۵
دورنگی در عبادتگاه ما نیست
به یک دل کفر و ایمان را پرستیم ۶
فصیحی دست ناگه گیر عشقیم
همه چاک گریبان را پرستیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - در خلوت غم چند گهی خام نشستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.