خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنج خود میگوید و بیان میکند که با وجود تمام سختیها، به دنبال آرامش و زیبایی است. او از سوختن و ناامیدی سخن میگوید و احساس حیرانی و سردرگمی خود را در این جهان بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۳ - ناله دردم و خوش بر سر کار آمدهام
ناله دردم و خوش بر سر کار آمدهام
از دل چنگ کنون بر لب تار آمدهام ۱
آهم از شعله من باغ دلی آب دهید
که ز دریوزه جانهای فگار آمدهام ۲
گریهام کز جگر سوخته در دیده ابر
بهر آرایش رخسار بهار آمدهام ۳
نخل نومیدیم و میوه من سوختنست
اینک اندر جگر شعله به بار آمدهام ۴
نی دل بلبلم و نی لب گل حیرانم
که درین باغ فصیحی به چه کار آمدهام ۵
از دل چنگ کنون بر لب تار آمدهام ۱
آهم از شعله من باغ دلی آب دهید
که ز دریوزه جانهای فگار آمدهام ۲
گریهام کز جگر سوخته در دیده ابر
بهر آرایش رخسار بهار آمدهام ۳
نخل نومیدیم و میوه من سوختنست
اینک اندر جگر شعله به بار آمدهام ۴
نی دل بلبلم و نی لب گل حیرانم
که درین باغ فصیحی به چه کار آمدهام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - دردم و نوش مراد از نیش نشتر خوردهام
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - جوش ذوقم خوشنشین کشور میخانهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.