خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و غم سخن میگوید، از نسب و حسب میگریزد و به جلوههای معنوی و عرفانی میپردازد. همچنین، اشارهای به نالههای عاشقانه و تأثیر آن بر طبیعت دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۹ - چون امتان کبر حدیث نسب کنند
چون امتان کبر حدیث نسب کنند
رندان خاکسار سخن از حسب کنند ۱
اجزای من چو نام تو گیرم یکان یکان
چون جان خستگان غمت طوف لب کنند ۲
اینست اگر غرور بتان روز بازخواست
ترسم دیت ز خضر و مسیحا طلب کنند ۳
جانم فدای غم که مریضان آن دیار
چون شعله جان دهند چو بدرود تب کنند ۴
نسبت به جلوه تو تجلی کند درست
چون دودمان حسن حدیث نسب کنند ۵
از ناله لب مبند مبادا درین چمن
چون غنچهات به خنده شادی ادب کنند ۶
از بیکسان بترس فصیحی که این گروه
روز زمانه را به یکی آه شب کنند ۷
رندان خاکسار سخن از حسب کنند ۱
اجزای من چو نام تو گیرم یکان یکان
چون جان خستگان غمت طوف لب کنند ۲
اینست اگر غرور بتان روز بازخواست
ترسم دیت ز خضر و مسیحا طلب کنند ۳
جانم فدای غم که مریضان آن دیار
چون شعله جان دهند چو بدرود تب کنند ۴
نسبت به جلوه تو تجلی کند درست
چون دودمان حسن حدیث نسب کنند ۵
از ناله لب مبند مبادا درین چمن
چون غنچهات به خنده شادی ادب کنند ۶
از بیکسان بترس فصیحی که این گروه
روز زمانه را به یکی آه شب کنند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.