خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، وصال، هجران، و زیبایی میپردازد. شاعر از عناصری مانند ماه، آفتاب، شراب، و نقاب برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳ - برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را
برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را
تا همچو ماه اسیر کند آفتاب را ۱
آن چشم مست ساقی آشفتگان بس است
در شیشه ریز از قدح امشب شراب را ۲
کو سنگ بیمروت هجران که بشکند
این شیشههای وصل پر از زر ناب را ۳
عصمت نقاب بر رخش افکند حسن شوخ
گم ساخت در تجلی اول نقاب را ۴
در خواب من درآمد شوق نکرده کار
در پردههای دیده نگه ساخت خواب را ۵
نوری ز روی خویش به صبح ارمغان فرست
نوبر کند مگر ثمر آفتاب را ۶
گوییم شکر چشم فصیحی به صد زبان
کآتش فروز خرمن ما کرد آب را ۷
تا همچو ماه اسیر کند آفتاب را ۱
آن چشم مست ساقی آشفتگان بس است
در شیشه ریز از قدح امشب شراب را ۲
کو سنگ بیمروت هجران که بشکند
این شیشههای وصل پر از زر ناب را ۳
عصمت نقاب بر رخش افکند حسن شوخ
گم ساخت در تجلی اول نقاب را ۴
در خواب من درآمد شوق نکرده کار
در پردههای دیده نگه ساخت خواب را ۵
نوری ز روی خویش به صبح ارمغان فرست
نوبر کند مگر ثمر آفتاب را ۶
گوییم شکر چشم فصیحی به صد زبان
کآتش فروز خرمن ما کرد آب را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را
گوهر بعدی:شماره ۴ - خدایا روزی این خودپرستان ساز جنت را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.