خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از فصیحی بیانگر درد عشق و محبت است. شاعر از رنج‌های عشق و جدایی می‌نالد و آرزو می‌کند که مانند پروانه، درس محبت بیاموزد. همچنین، او از خودپرستی و عشق نابجا انتقاد می‌کند و به قیامت و بازخواست اعمال اشاره دارد.

مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق و اشاره به قیامت نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۴ - خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را

خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را
که دوزخ جنت است آتش‌پرستان محبت را ۱

ز هر کنج دل ما صد مراد مرده برخیزد
به محشر در خروش آرند چون صور قیامت را ۲

دل و چشم من و سوادی وصل او معاذالله
که داد این لخت کوه درد و دریای مصیبت را ۳

من و کام نهنگان ناتوان چون گشت بحر غم
ز بس بر ساحل افکند استخوان اهل حسرت را ۴

فصیحی چون سپارم جان مرا تابوت از آتش کن
که از پروانه من آموختم علم محبت را ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳ - برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را
گوهر بعدی:شماره ۵ - چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.