خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ماه، پرتو، آینه، سرمه و ابرو. او از احساسات خود و دلسوختگیاش در عشق میگوید و از معشوق میخواهد که مراقب باشد تا آینه (نماد صداقت و زیبایی) آسیب نبیند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و نمادهای بهکاررفته نیاز به بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۰۳ - با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
مه چو سر زد، سخن از پرتو آن رو گفتم ۱
بی حجابانه مبادا که به پایت افتد
«مگذار آینه را بر سر زانو» گفتم ۲
سرمه را تیره شب اختر چشمت خواندم
وسمه را ابر سیاه مه ابرو گفتم ۳
همچو من تا نشود دورنشین بت خود
سبب سوختن خویش به هندو گفتم ۴
مه چو سر زد، سخن از پرتو آن رو گفتم ۱
بی حجابانه مبادا که به پایت افتد
«مگذار آینه را بر سر زانو» گفتم ۲
سرمه را تیره شب اختر چشمت خواندم
وسمه را ابر سیاه مه ابرو گفتم ۳
همچو من تا نشود دورنشین بت خود
سبب سوختن خویش به هندو گفتم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۲ - شب از رنج خمار آزرده بودم
گوهر بعدی:شماره ۵۰۴ - گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.