خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنج و اندوه خود میگوید که به دلیل بیتوجهی معشوق، در حالتی از ناامیدی و خستگی به سر میبرد. او از تشبیهات مختلفی مانند گل مهتاب، آهنگ کمانچه، و سوختن مانند شمع برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۰۲ - شب از رنج خمار آزرده بودم
شب از رنج خمار آزرده بودم
نمی خوردم پیاله، مرده بودم! ۱
به ذوق آنکه پاشم بر قبایت
گل مهتاب را افشرده بودم ۲
نشد میلم به آهنگ کمانچه
ز بس تیر تغافل خورده بودم ۳
نسیم آهم از سر وا نمی شد
چو گیسوی تو بر هم خورده بودم ۴
سرانگشتم چرا می سوخت چون شمع؟
اگر داغ ترا نشمرده بودم ۵
نمی خوردم پیاله، مرده بودم! ۱
به ذوق آنکه پاشم بر قبایت
گل مهتاب را افشرده بودم ۲
نشد میلم به آهنگ کمانچه
ز بس تیر تغافل خورده بودم ۳
نسیم آهم از سر وا نمی شد
چو گیسوی تو بر هم خورده بودم ۴
سرانگشتم چرا می سوخت چون شمع؟
اگر داغ ترا نشمرده بودم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۱ - نهان شد صافی ام ز آمیزش ناصاف این مجلس
گوهر بعدی:شماره ۵۰۳ - با شب تیره ز تاریکی آن مو گفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.