خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از غم و اندوهی که در سرنوشت او نهفته است سخن میگوید و اشاره میکند که حتی قلم استاد نیز از دیدن سرنوشت او میگرید. او از مخاطب میخواهد که در این دنیای پرغم، به دنبال شادی نباشد.
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند غم، سرنوشت و تقدیر است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، زبان و سبک شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۲ - گل ما را به آب غم سرشتند
گل ما را به آب غم سرشتند
مجو شادی ز خاک این غم آباد ۱
نمی دانم چه دید از سرنوشتم
که می گرید قلم در دست استاد ۲
مجو شادی ز خاک این غم آباد ۱
نمی دانم چه دید از سرنوشتم
که می گرید قلم در دست استاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - گر خورد در فوت ما آن گل تاسف، دور نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - سرجوش داغ لاله به جوشم نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.