خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و اشتیاق شدید و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند آتش، گل، شمع و پروانه، احساسات خود را بیان میکند که با دیدن معشوق یا یاد او شعلهور شده و درد عشق را تجربه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۰۲ - از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
غنچه بشکفت و به مرغ چمن افتاد آتش ۱
نیست پر خون کفن کشته عشقت، که به دل
آه او شعله زد و در کفن افتاد آتش ۲
مانده عریان تنم ای شمع که از سینه چاک
شعله زد آهم و در پیرهن افتاد آتش ۳
خوی هر چند به نادیدن رویت کردم
روی بنمودی و در جان من افتاد آتش ۴
شمع بزم دگرانی تو و میلی از رشک
گشت پروانه و در انجمن افتاد آتش ۵
غنچه بشکفت و به مرغ چمن افتاد آتش ۱
نیست پر خون کفن کشته عشقت، که به دل
آه او شعله زد و در کفن افتاد آتش ۲
مانده عریان تنم ای شمع که از سینه چاک
شعله زد آهم و در پیرهن افتاد آتش ۳
خوی هر چند به نادیدن رویت کردم
روی بنمودی و در جان من افتاد آتش ۴
شمع بزم دگرانی تو و میلی از رشک
گشت پروانه و در انجمن افتاد آتش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.