خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق و دلدادگی عمیق شاعر به معشوق است که هر لحظه او را از هوش میبرد. شاعر از غم فراق و یاد معشوق مینالد و آرزو میکند که معشوق او را فراموش نکند. همچنین، اشارهای به رازآلودگی و حیرتانگیز بودن معشوق دارد و اینکه هیچکس دردمندی او را درک نمیکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۰۱ - هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
هر لحظه مرا ذوق محبّت برد از هوش
شبها که کنم با غم او دست در آغوش ۱
یک دم نتوانم به خیال تو به سر برد
زان رو که چو یاد تو کنم، میروم از هوش ۲
دارم به رهت چشم، اجل زودتر امشب
خواهم نکنی از من دلخسته فراموش ۳
کس راز شهیدان تو نشنید، که بودند
از حیرت نظّاره دیدار تو خاموش ۴
دلسوزی میلی نکند کس دم مردن
جز داغ غمش کز غم او گشته سیهپوش ۵
شبها که کنم با غم او دست در آغوش ۱
یک دم نتوانم به خیال تو به سر برد
زان رو که چو یاد تو کنم، میروم از هوش ۲
دارم به رهت چشم، اجل زودتر امشب
خواهم نکنی از من دلخسته فراموش ۳
کس راز شهیدان تو نشنید، که بودند
از حیرت نظّاره دیدار تو خاموش ۴
دلسوزی میلی نکند کس دم مردن
جز داغ غمش کز غم او گشته سیهپوش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - ای خوش آن صید که آسوده ز جان دادن خویش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.