خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق به یار، ناپایداری دنیا، و انتظار برای دیدار معشوق سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مرگ و ناامیدی از زندگی فانی دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، مرگ، و انتظار است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۲۰۳ - مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
مردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
دل ز جان بیش به آن همدم جانی مشتاق ۱
ای اجل، منت ناآمدن خویش منه
که کسی نیست درین عالم فانی مشتاق ۲
قاصدا بیخبر از دیدن او گشتی و من
به امیدی که پیامی برسانی مشتاق ۳
دم خونریز، شهیدان مژده بر هم نزنند
بس که هستند به آن نخل جوانی مشتاق(؟) ۴
دیده صد لطف نمایان ز تو غیر از نزدیک
میلی از دور به یک لطف نهانی مشتاق ۵
دل ز جان بیش به آن همدم جانی مشتاق ۱
ای اجل، منت ناآمدن خویش منه
که کسی نیست درین عالم فانی مشتاق ۲
قاصدا بیخبر از دیدن او گشتی و من
به امیدی که پیامی برسانی مشتاق ۳
دم خونریز، شهیدان مژده بر هم نزنند
بس که هستند به آن نخل جوانی مشتاق(؟) ۴
دیده صد لطف نمایان ز تو غیر از نزدیک
میلی از دور به یک لطف نهانی مشتاق ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - از شکر خنده آن گل به من افتاد آتش
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - آتش به دل افروختن من شده نزدیک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.