خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از درد دوری و بیقراری دلش مینالد و از جنون عشق و بیپناهی خود در برابر معشوق میگوید. تصاویری مانند صید شدن، چرخیدن در خاک و خون، و شعلههای عشق به زیبایی احساسات شاعر را نشان میدهند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند «در خاک و خون بگرداند» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۷۴ - عنان چو از پی صید زبون بگرداند
عنان چو از پی صید زبون بگرداند
مرا که صید زبونم، به خون بگرداند ۱
ز بزم چون رود آن مست یک زمان بیرون
دلم هزار گمان در درون بگرداند ۲
حجاب عشق دلم را به خویش نگذارد
وگرنه از تو کسی راه چون بگرداند؟ ۳
جنون نمیبرد این غم ز خاطرم که مباد
غم تو راه ز اهل جنون بگرداند ۴
منم به دست تو مرغی که طفل تا کشدش
هزار مرتبه در خاک و خون بگرداند ۵
فکنده شاخ گلی شعله در دل میلی
کز آفتاب، رخ لالهگون بگرداند ۶
مرا که صید زبونم، به خون بگرداند ۱
ز بزم چون رود آن مست یک زمان بیرون
دلم هزار گمان در درون بگرداند ۲
حجاب عشق دلم را به خویش نگذارد
وگرنه از تو کسی راه چون بگرداند؟ ۳
جنون نمیبرد این غم ز خاطرم که مباد
غم تو راه ز اهل جنون بگرداند ۴
منم به دست تو مرغی که طفل تا کشدش
هزار مرتبه در خاک و خون بگرداند ۵
فکنده شاخ گلی شعله در دل میلی
کز آفتاب، رخ لالهگون بگرداند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - بر یاد قدّ او چو می تاب میدهند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - باز آمد و ز عربده شرمنده رنگ بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.