خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات شاعر از پشیمانی، حسرت و آرزوی آشتی است. او از گذشتهای پر از جنگ و تنش یاد میکند و دلش برای صلح و آرامش میسوزد. همچنین، شاعر از تغییر حالات درونی خود سخن میگوید و به لطف خداوند اشاره میکند که باعث شده است از تاریکیها رهایی یابد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به جنگ و پشیمانی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۱۷۵ - باز آمد و ز عربده شرمنده رنگ بود
باز آمد و ز عربده شرمنده رنگ بود
مایل به آشتیّ و پشیمان ز جنگ بود ۱
ای حسرت از دلم برو امروز، کان گذشت
کاین خوان تنگ عیش بر امید تنگ بود ۲
آخر کبوتر حرم التفات شد
مرغ دلم که باز ستم را به چنگ بود ۳
از شیشه صافتر شد و از موم نرمتر
آن دل که شیشه دل ما را چو سنگ بود ۴
شکر خدا نصیب همای نگاه شد
این مشت استخوان که نشان خدنگ بود ۵
مایل به آشتیّ و پشیمان ز جنگ بود ۱
ای حسرت از دلم برو امروز، کان گذشت
کاین خوان تنگ عیش بر امید تنگ بود ۲
آخر کبوتر حرم التفات شد
مرغ دلم که باز ستم را به چنگ بود ۳
از شیشه صافتر شد و از موم نرمتر
آن دل که شیشه دل ما را چو سنگ بود ۴
شکر خدا نصیب همای نگاه شد
این مشت استخوان که نشان خدنگ بود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - عنان چو از پی صید زبون بگرداند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - چندان شب غم آه دل تنگ برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.