خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ بیانگر درد عشق و انتظار است. شاعر از جفای معشوق و رنجهای عاشقانه میگوید و امیدواری خود را به دیدار معشوق نشان میدهد. او از شرمساری و ناامیدی در عشق سخن میگوید و آرزو میکند که معشوق برای کاهش انتظارش، از خانه بیرون نیاید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و شرمساری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۳ - جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد
جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد
مرا ببیند و امّیداوار برخیزد ۱
قیاس رشک ازین کن که نیم کشته هجر
ز بزم وصل تو بیاختیار برخیزد ۲
گذشتنت ندهد شوق را چنان تسکین
که عاشق از گذر انتظار برخیزد ۳
به بزم او مبریدم، ازین چه سود که من
خجل نشینم و او شرمسار برخیزد ۴
برون میا دو سه روزی ز خانه، گر خواهی
که بوالهوس ز ره انتظار برخیزد ۵
خوشم که بشکندش دل ز دیدن میلی
زبزم، غیر چو امّیدوار برخیزد ۶
مرا ببیند و امّیداوار برخیزد ۱
قیاس رشک ازین کن که نیم کشته هجر
ز بزم وصل تو بیاختیار برخیزد ۲
گذشتنت ندهد شوق را چنان تسکین
که عاشق از گذر انتظار برخیزد ۳
به بزم او مبریدم، ازین چه سود که من
خجل نشینم و او شرمسار برخیزد ۴
برون میا دو سه روزی ز خانه، گر خواهی
که بوالهوس ز ره انتظار برخیزد ۵
خوشم که بشکندش دل ز دیدن میلی
زبزم، غیر چو امّیدوار برخیزد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲ - دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴ - ز جراحت تو ذوقی دل بیقرار دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.