خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس تنهایی و نگرانی خود از طرد شدن توسط معشوق و رقیبان میگوید. او نگران است که معشوق و دیگران او را از حضور در جمع خود محروم کنند و به او توجهی نکنند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند رقابت و طرد شدن نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۹۷ - افغان که مرا همنفسان وانگذارند
افغان که مرا همنفسان وانگذارند
یک دم به سر راه تو تنها نگذارند ۱
گویا سر آزار نداری، که رقیبان
بازم به سر راه تمنا نگذارند ۲
از بزم تو بیرون ننهم پا که مبادا
تا آمدنم اهل حسد جا نگذارند ۳
ما را ز بس آزار کنی پیش رقیبان
خیزیم ز بزم تو و ما را نگذارند ۴
میلی چه روی سر زده هر روز به بزمش
اندیشه نداری که مبادا نگذارند؟ ۵
یک دم به سر راه تو تنها نگذارند ۱
گویا سر آزار نداری، که رقیبان
بازم به سر راه تمنا نگذارند ۲
از بزم تو بیرون ننهم پا که مبادا
تا آمدنم اهل حسد جا نگذارند ۳
ما را ز بس آزار کنی پیش رقیبان
خیزیم ز بزم تو و ما را نگذارند ۴
میلی چه روی سر زده هر روز به بزمش
اندیشه نداری که مبادا نگذارند؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - زان جفاپیشه، کسانیکه خبر میآرند
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.