شاعر در این ابیات از جفا و رنجهایی که متحمل شده است سخن میگوید. او از افرادی که با خبرهای ناخوشایند و حرفهای ناراحتکننده به سویش میآیند، شکایت دارد. دشمنانش در اوج خوشحالی هستند و مرتباً به او سرکشی میکنند. همچنین، از دوری یار و دریافت نامهها و پیغامهای مختلف اظهار ناراحتی میکند. شاعر از فاش شدن رازهایش توسط حیلهگران و همچنین از حیرت شهیدان در برابر رفتارهای این طایفه سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، انتقاد اجتماعی و اشاره به رنجهای عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا، حیلهگری و شهیدان نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
شماره ۹۶ - زان جفاپیشه، کسانیکه خبر میآرند
از خجالت بر من حرف دگر میآرند ۱
دشمنان بس که به کام دل خویشم بینند
هر زمان سوی من زار، گذر میآرند ۲
غیر گویا شده افسرده، که امروز از یار
هر زمان نامه و پیغام دگر میآرند ۳
تا فتد راز من سادهدل از پرده برون
حیلهسازان ز زبان تو خبر میآرند ۴
جان سپردند شهیدان و همان حیرانند
میلی این طایفه چون تاب نظر میآرند؟ ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.