خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه، انتقاد از ریا و زهد دروغین، و اشاره به ناپایداری دنیا است. شاعر از دلبری که دل او را ربوده شکایت میکند، از روزگار ناسازگار گله میکند، و در عین حال به عرفان و رضایت درونی اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۸۶ - بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
شکسته کاسهٔ درویش را کجا بردی ۱
بچهره از جریان ای سرشگ افتادی
به پیش خلق چرا آبروی ما بردی ۲
بگو به آنکه دل و دین بعشقبازی داد
بخود بناز که خوش پی بمدعا بردی ۳
بغیر شرک چه داری بدست ای زاهد
از آن نتیجه که یک عمر در ریا بردی ۴
بهم شکستیم ای روزگار زیر سپهر
گرسنه بودی و گندم بآسیا بردی ۵
کجائی ای دل خرسند در تمام جهان
توئی که گوی ز سیمرغ و کیمیا بردی ۶
صغیر بار بمنزل تو را رسید آندم
که رخت خویش به سرمنزل رضا بردی ۷
شکسته کاسهٔ درویش را کجا بردی ۱
بچهره از جریان ای سرشگ افتادی
به پیش خلق چرا آبروی ما بردی ۲
بگو به آنکه دل و دین بعشقبازی داد
بخود بناز که خوش پی بمدعا بردی ۳
بغیر شرک چه داری بدست ای زاهد
از آن نتیجه که یک عمر در ریا بردی ۴
بهم شکستیم ای روزگار زیر سپهر
گرسنه بودی و گندم بآسیا بردی ۵
کجائی ای دل خرسند در تمام جهان
توئی که گوی ز سیمرغ و کیمیا بردی ۶
صغیر بار بمنزل تو را رسید آندم
که رخت خویش به سرمنزل رضا بردی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۵ - غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
گوهر بعدی:شماره ۳۸۷ - جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.