خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق و همچنین ارادت او به علی(ع) است. شاعر از عشق زمینی و آسمانی سخن میگوید و با وجود گناهان، به لطف علی(ع) امیدوار است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و مذهبی عمیق است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی اشارات عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۳۴۱ - دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
جای خنده است کز او خواهش بیجا دارم ۱
با خیال رخ لعل لب و زلفش عمریست
خون بدل شور بسر سلسله برپا دارم ۲
فارغ ز سبحه و زنارم و از مسجد و دیر
تا سر و کار بدان زلف چلیپا دارم ۳
کار من عاشقی و مستی و شاهد بازیست
من از این کار نه انکار و نه حاشا دارم ۴
همه دارند به یوسف نظر رغبت و من
رشک بر حال پریشان زلیخا دارم ۵
نخورم حسرت جام و نکشم منت جم
تا که از خون جگر باده مهیا دارم ۶
صحبت مردم دانا طلب ایدوست که من
هر چه دارم همه از صحبت دانا دارم ۷
واعظم گفت بترس از صف محشر گفتم
با ولای علی از حشر چه پروا دارم ۸
دامنم از گنه آلوده و غم نیست صغیر
که به دامان علی دست تولا دارم ۹
جای خنده است کز او خواهش بیجا دارم ۱
با خیال رخ لعل لب و زلفش عمریست
خون بدل شور بسر سلسله برپا دارم ۲
فارغ ز سبحه و زنارم و از مسجد و دیر
تا سر و کار بدان زلف چلیپا دارم ۳
کار من عاشقی و مستی و شاهد بازیست
من از این کار نه انکار و نه حاشا دارم ۴
همه دارند به یوسف نظر رغبت و من
رشک بر حال پریشان زلیخا دارم ۵
نخورم حسرت جام و نکشم منت جم
تا که از خون جگر باده مهیا دارم ۶
صحبت مردم دانا طلب ایدوست که من
هر چه دارم همه از صحبت دانا دارم ۷
واعظم گفت بترس از صف محشر گفتم
با ولای علی از حشر چه پروا دارم ۸
دامنم از گنه آلوده و غم نیست صغیر
که به دامان علی دست تولا دارم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۰ - دادهام جان رو نما تا روی جانان دیدهام
گوهر بعدی:شماره ۳۴۲ - کرده عشق تو چنان بیخبر و بی خویشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.