هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق و دیدارهای معنوی اوست. شاعر با وجود دشواریها، عشق را آسان میبیند و هر چیزی را در پرتو این عشق تفسیر میکند. او از هجران و وصل میگوید و عشق را بالاتر از هر صلاح و ایمان میداند. در نهایت، شاعر درگاه معشوق را قبلهگاه جان خود میخواند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۴۰ - دادهام جان رو نما تا روی جانان دیدهام
دادهام جان رو نما تا روی جانان دیدهام
گرچه دشوار است دیدارش من آسان دیدهام ۱
خار میآید گل و سنبل بچشمم از دمی
کان رخ گلگون و آن زلف پریشان دیدهام ۲
کی شود یارب شب وصل آید و من با حبیب
بازگویم آنچه درایام هجران دیدهام ۳
دل ز زلفش برنمیگیرم من ای زاهد برو
گر تو آنرا کفر دیدستی من ایمان دیدهام ۴
هر کسی دیده است در کاری صلاح خویشتن
من صلاح خویش را در عشق جانان دیدهام ۵
سخت و سستی چون دل و عهدش ندارم در نظر
منکه سخت و سست عالمرا فراوان دیدهام ۶
ز آه و افغان دم مبند ایدل که من در کار خود
هر گشایش دیدهام از آه و افغان دیدهام ۷
خضر از آب بقا هرگز ندیده است آنچه را
من ز خاک درگه شاه خراسان دیدهام ۸
چون صغیر از درگهش هرگز نخواهم روی تافت
زانکه این درگاه را من قبله جان دیدهام ۹
گرچه دشوار است دیدارش من آسان دیدهام ۱
خار میآید گل و سنبل بچشمم از دمی
کان رخ گلگون و آن زلف پریشان دیدهام ۲
کی شود یارب شب وصل آید و من با حبیب
بازگویم آنچه درایام هجران دیدهام ۳
دل ز زلفش برنمیگیرم من ای زاهد برو
گر تو آنرا کفر دیدستی من ایمان دیدهام ۴
هر کسی دیده است در کاری صلاح خویشتن
من صلاح خویش را در عشق جانان دیدهام ۵
سخت و سستی چون دل و عهدش ندارم در نظر
منکه سخت و سست عالمرا فراوان دیدهام ۶
ز آه و افغان دم مبند ایدل که من در کار خود
هر گشایش دیدهام از آه و افغان دیدهام ۷
خضر از آب بقا هرگز ندیده است آنچه را
من ز خاک درگه شاه خراسان دیدهام ۸
چون صغیر از درگهش هرگز نخواهم روی تافت
زانکه این درگاه را من قبله جان دیدهام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.