خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد هجران، غم و رنج بیپایان، و انتظار مرگ به عنوان راه رهایی سخن میگوید. او از روزگار ناعادلانه شکایت دارد و آرزوی رهایی از غمهای دنیوی را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند غم، مرگ و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۸۵ - برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
نشد دلم ز غم و رنج بیشمار خلاص ۱
کجایی ای اجل ای چاره ساز مهجوران
بیا که سازیم از درد انتظار خلاص ۲
چرا نه پای اجل بوسم از سر رغبت
که مینمایدم از دست روزگار خلاص ۳
براستی که رود هر که از جهان بیرون
شود ز بازی این چرخ کجمدار خلاص ۴
چه سالهاست که دارم بدل غمی زانغم
ندانم آنکه شوم کی من فکار خلاص ۵
خلاص یافتم از صد هزار غم بجهان
وزین غمم نشود جان بیقرار خلاص ۶
صغیر از آن طلبم مرک تا مگر گردم
از این غمی که بدان گشتهام دچار خلاص ۷
نشد دلم ز غم و رنج بیشمار خلاص ۱
کجایی ای اجل ای چاره ساز مهجوران
بیا که سازیم از درد انتظار خلاص ۲
چرا نه پای اجل بوسم از سر رغبت
که مینمایدم از دست روزگار خلاص ۳
براستی که رود هر که از جهان بیرون
شود ز بازی این چرخ کجمدار خلاص ۴
چه سالهاست که دارم بدل غمی زانغم
ندانم آنکه شوم کی من فکار خلاص ۵
خلاص یافتم از صد هزار غم بجهان
وزین غمم نشود جان بیقرار خلاص ۶
صغیر از آن طلبم مرک تا مگر گردم
از این غمی که بدان گشتهام دچار خلاص ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۴ - دوستان با که دهم شرح پریشانی خویش
گوهر بعدی:شماره ۲۸۶ - ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارض
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.