خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهی شاعر است. شاعر از عشق و محبت بیپایان سخن میگوید و از این که مورد بیمهری قرار گرفته، ابراز ناراحتی میکند. همچنین، شاعر از حسادت و رقابت در عشق و این که دیگران را در نزد معشوق بد نمیبیند، سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسادت و رقابت در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۸۵ - چه دیدی ای که هرگز بد نبینی
چه دیدی ای که هرگز بد نبینی
که سوی مبتلای خود نبینی ۱
عفا ک اله مرا کشتی و رفتی
نکو رفتی الاهی بد نبینی ۲
مجو پایان دریای محبت
که گردی غرق و آنرا حد نبینی ۳
ز مقصودم بر آوردی رقیبا
الاهی ره سوی مقصد نبینی ۴
چه طور بد ز من دیدی که سویم
به آن طوری که میباید نبینی ۵
منم وحشی همین مردود بزمش
به پیشش دیگران را بد نبینی ۶
که سوی مبتلای خود نبینی ۱
عفا ک اله مرا کشتی و رفتی
نکو رفتی الاهی بد نبینی ۲
مجو پایان دریای محبت
که گردی غرق و آنرا حد نبینی ۳
ز مقصودم بر آوردی رقیبا
الاهی ره سوی مقصد نبینی ۴
چه طور بد ز من دیدی که سویم
به آن طوری که میباید نبینی ۵
منم وحشی همین مردود بزمش
به پیشش دیگران را بد نبینی ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۴ - چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶ - آتشی در جان ما افروختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.