خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساسات درونی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که رنج‌ها و دردهای پنهان خود را با معشوق در میان می‌گذارد. او از بی‌توجهی معشوق به خود و افزایش دردش می‌گوید و تلاش می‌کند تا با بیان احساساتش، معشوق را از رنج‌های خود آگاه کند.

این شعر حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۵۷ - می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او

می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او
آنچه پنهان داشتم زین پیش می‌گویم به او ۱

گشته‌ام خاموش و پندارد که دارم راحتی
چند حرفی از درون ریش می‌گویم به او ۲

غافل است او از من و دردم شود هر روز بیش
اندکی زین درد بیش از پیش می‌گویم به او ۳

غمزه‌ات خونریز دل دربند لعل نوشخند
دل نمی‌داند جفای خویش می‌گویم به او ۴

گر چه وحشی دل ازو بر کند می‌رنجد به جان
گر بد آن دلبر بدکیش می‌گویم به او ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۶ - صد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸ - منفعل دل خودم چند کشد جفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.