خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس خواری و بیحرمتی خود در میان مردم و نزد معشوق شکایت میکند. او از بیتوجهی و بیاحترامی دیگران به خود و ارزشش گلایه کرده و از درد و رنجی که در این مسیر متحمل شده است، سخن میگوید. شاعر به دنبال بازگشت عزت و حرمت از دسترفتهاش است و از این که کسی درد و رنج او را درک نمیکند، اظهار ناراحتی میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، مفاهیم شکایت و نالههای عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد.
غزل ۳۵۳ - میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
سگ کوی تو بودم روزگاری حرمت من کو ۱
به صد جان میخرم گردی، که خیزد از سر راهت
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو ۲
به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو ۳
چو خواهد بیگناهی را کشد احوال من پرسد
که آن بیخانمان پیدا نشد در صحبت من کو ۴
مگو در بزم او دایم به عیش و عشرتی وحشی
کدامین عیش و عشرت ، مردم از غم ، عشرت من کو ۵
سگ کوی تو بودم روزگاری حرمت من کو ۱
به صد جان میخرم گردی، که خیزد از سر راهت
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو ۲
به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو ۳
چو خواهد بیگناهی را کشد احوال من پرسد
که آن بیخانمان پیدا نشد در صحبت من کو ۴
مگو در بزم او دایم به عیش و عشرتی وحشی
کدامین عیش و عشرت ، مردم از غم ، عشرت من کو ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - گر چه کردم ذوقها از آشناییهای او
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.