خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق نافرجام و درد دل خود سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق به احساساتش و تلخیهای عشق شکایت میکند و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند. شاعر همچنین از ناکامیهای خود در عشق و دوری از معشوق میگوید.
متن شامل مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق مانند عشق نافرجام و درد دل است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، زبان و سبک شعر کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۴۱ - زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
کی ملتفت شود به جواب سلام من ۱
گفتم بگو از آن لب شیرین حکایتی
صد تلخ گفت دلبر شیرین کلام من ۲
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
بهر چه برفروخت چو بشنید نام من ۳
کامی نیافتم ز لب او به بوسه ای
هر گز نبود آن لب شیرین به کام من ۴
وحشی غزال من که به من آرمیده بود
وحشی چنان نشد که شود باز رام من ۵
کی ملتفت شود به جواب سلام من ۱
گفتم بگو از آن لب شیرین حکایتی
صد تلخ گفت دلبر شیرین کلام من ۲
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
بهر چه برفروخت چو بشنید نام من ۳
کامی نیافتم ز لب او به بوسه ای
هر گز نبود آن لب شیرین به کام من ۴
وحشی غزال من که به من آرمیده بود
وحشی چنان نشد که شود باز رام من ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.