خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شکایت عاشقانه است که در آن شاعر از رفتار سخت و بیرحم معشوق خود گله میکند و از او میخواهد که از جفا و نازهای بیجا دست بردارد. شاعر همچنین از رسواییهای ناشی از این عشق شکایت میکند و از معشوق میخواهد که رفتار خود را تغییر دهد.
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رسوایی و جفا ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل داشته باشند.
غزل ۳۴۰ - ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
آغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن ۱
ول یاری بدان رسمیست خوبان را کهن
ای از همه بی رحم تر رسم نوی پیدا مکن ۲
گاهی نگاهی میکنی آن هم به چندین خشم و ناز
گو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن ۳
مشهور شهری گشتهای وحشی چه رسواییست این
چندین به کوی او مرو خود را دگر رسوا مکن ۴
آغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن ۱
ول یاری بدان رسمیست خوبان را کهن
ای از همه بی رحم تر رسم نوی پیدا مکن ۲
گاهی نگاهی میکنی آن هم به چندین خشم و ناز
گو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن ۳
مشهور شهری گشتهای وحشی چه رسواییست این
چندین به کوی او مرو خود را دگر رسوا مکن ۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.