خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر حالات عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و سوز دل، وابستگی به معشوق و رنجهای عشق سخن میگوید. همچنین، به داستانهای عاشقانهای مانند شیرین و فرهاد و لیلی و مجنون اشاره میکند که نشاندهنده تسلط عشق بر زندگی انسانهاست.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به داستانهای عاشقانه قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۳۶ - آمدم سر تا قدم در بند سودا همچنان
آمدم سر تا قدم در بند سودا همچنان
طوق در گردن همان زنجیر در پا همچنان ۱
رفته بودم ز آتش امید در دل شعلهها
آمدم دلگرم از سوز تمنا همچنان ۲
یار خسرو گشت شیرین و برید از کوهکن
کوهکن ره میبرد در کوه خارا همچنان ۳
پیش لیلی کیست تاگوید ز استیلای عشق
بازگشت از کعبه مجنون رند و رسوا همچنان ۴
رو به شهر و ملک خویش آورد هر آوارهای
وحشی بی خان و مان در کوه و صحرا همچنان ۵
طوق در گردن همان زنجیر در پا همچنان ۱
رفته بودم ز آتش امید در دل شعلهها
آمدم دلگرم از سوز تمنا همچنان ۲
یار خسرو گشت شیرین و برید از کوهکن
کوهکن ره میبرد در کوه خارا همچنان ۳
پیش لیلی کیست تاگوید ز استیلای عشق
بازگشت از کعبه مجنون رند و رسوا همچنان ۴
رو به شهر و ملک خویش آورد هر آوارهای
وحشی بی خان و مان در کوه و صحرا همچنان ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۵ - پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
گوهر بعدی:غزل ۳۳۷ - ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.