خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیم عشق، عرفان و تجلیات معنوی سخن میگوید. شاعر از آمدن عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان انسان صحبت میکند و به مفاهیمی مانند محبت، تجلی الهی، و فتنههای دنیوی اشاره دارد. همچنین، شاعر به دشواریهای راه عشق و نیاز به پاکسازی درونی برای رسیدن به حقیقت اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۳۲۴ - آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن
آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن
اینک اینک عشق میآید به شور انگیختن ۱
هر کرا کحل محبت چشم جان روشن نساخت
روز حشرش همچنان خواهند کور انگیختن ۲
پا به حرمت نه در این وادی که موسی حد نداشت
گرد نعلین از تجلیگاه طور انگیختن ۳
رسم بزم ماست دود از دل بر آوردن نخست
سوختن چون عود و از مجمر بخور انگیختن ۴
دست کردن در کمر با عشق کاری سهل نیست
فتنهای نتوان ز بهر خود به زور انگیختن ۵
عرصهٔ عشق و حریف ما چنین منصوبه باز
سخت بازی چیست بازیهای دور انگیختن ۶
خیز و دامن برفشان وحشی که کار دهر نیست
جز غبار فتنه و گرد فتور انگیختن ۷
اینک اینک عشق میآید به شور انگیختن ۱
هر کرا کحل محبت چشم جان روشن نساخت
روز حشرش همچنان خواهند کور انگیختن ۲
پا به حرمت نه در این وادی که موسی حد نداشت
گرد نعلین از تجلیگاه طور انگیختن ۳
رسم بزم ماست دود از دل بر آوردن نخست
سوختن چون عود و از مجمر بخور انگیختن ۴
دست کردن در کمر با عشق کاری سهل نیست
فتنهای نتوان ز بهر خود به زور انگیختن ۵
عرصهٔ عشق و حریف ما چنین منصوبه باز
سخت بازی چیست بازیهای دور انگیختن ۶
خیز و دامن برفشان وحشی که کار دهر نیست
جز غبار فتنه و گرد فتور انگیختن ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.