خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که از هرگونه چشمبد و بدخواهی در امان است. او از رضایت و خشنودی خود از معشوق میگوید و تأکید میکند که حاضر است برای حفظ این عشق، هرگونه سختی را تحمل کند. شاعر همچنین از نافرمانی خود در برابر نصایح دیگران و وفاداری بیقید و شرط به معشوق سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۳ - به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
که خوش راضیست از تو جان استغنا پسند من ۱
سرت گردم به رقص آور دلم را گرم سویم بین
که نیک است از برای چشم بد دود سپند من ۲
من این تار نگه را حلقه حلقه میکنم اما
شکاری را که من دیدم زیاد است از کمند من ۳
حلاوت بخشیی گاهی به شکر خنده میفرما
به زهر چشم خود مگذار کار زهر خند من ۴
شکاری نیستم کارایش فتراک را شایم
به صید من چه سعی است اینکه دارد صید بند من ۵
مرا بایست کشتن تا نه من رسوا شوم نی او
نصیحت نشنو من گوش اگر میکرد پند من ۶
ز وحشی بر در او بدترم بلک از سگ کویم
ازین بدتر شوم اینست اگر بخت نژند من ۷
که خوش راضیست از تو جان استغنا پسند من ۱
سرت گردم به رقص آور دلم را گرم سویم بین
که نیک است از برای چشم بد دود سپند من ۲
من این تار نگه را حلقه حلقه میکنم اما
شکاری را که من دیدم زیاد است از کمند من ۳
حلاوت بخشیی گاهی به شکر خنده میفرما
به زهر چشم خود مگذار کار زهر خند من ۴
شکاری نیستم کارایش فتراک را شایم
به صید من چه سعی است اینکه دارد صید بند من ۵
مرا بایست کشتن تا نه من رسوا شوم نی او
نصیحت نشنو من گوش اگر میکرد پند من ۶
ز وحشی بر در او بدترم بلک از سگ کویم
ازین بدتر شوم اینست اگر بخت نژند من ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۲ - به دل دیرین بنایی بود کندم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴ - آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.