خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که عشق و توجه او تنها معطوف به معشوقش است و نیازی به توجه به دیگران ندارد. او از زیباییهای معشوق خود سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز دیگری برایش جذابیت ندارد. شاعر از درد درونی خود میگوید و از معشوق میخواهد که این درد را درمان کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۲۵ - هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
سبزهٔ او هنوز به از گل باغ دیگران ۱
خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار من
بیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران ۲
رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا روم
با گل خود چه میکنم سبزهٔ باغ دیگران ۳
من که میسرم شود صافی جام او چرا
در دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران ۴
وحشی از او علاج کن سوز درون خویش را
فایده چیست سوختن از تف داغ دیگران ۵
سبزهٔ او هنوز به از گل باغ دیگران ۱
خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار من
بیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران ۲
رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا روم
با گل خود چه میکنم سبزهٔ باغ دیگران ۳
من که میسرم شود صافی جام او چرا
در دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران ۴
وحشی از او علاج کن سوز درون خویش را
فایده چیست سوختن از تف داغ دیگران ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۴ - آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن
گوهر بعدی:غزل ۳۲۶ - من اگر این بار رفتم، رفتم آزارم مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.