خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از احساسات عمیق و دردهای درونی خود سخن می‌گوید. او از عشق، غم، ناامیدی و اضطراب خود صحبت می‌کند و از این می‌ترسد که احساساتش باعث نابودی زیبایی‌های زندگی شود. همچنین، او از بی‌توجهی دیگران به دردهایش گلایه می‌کند و از تلاش‌های بی‌ثمر خود برای جلب توجه سخن می‌گوید.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و آن‌ها را درک کنند.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۵ - کاری مکن که رخصت آه سحر دهم

کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
وین تند باد را به چراغ تو سردهم ۱

آبم ز جوی تیغ تغافل مده ، مباد
نخلی شوم که خنجر الماس بردهم ۲

سیلی ز دیده خواهدم آمد دل شبی
اولیتر آنکه من همه کس را خبر دهم ۳

کشتی نوح چیست چو توفان گریه شد
هرتخته زان سفینه به موجی دگر دهم ۴

لرزد دلم که خانه حسنت کند سیاه
گر اندک اختیار به دود جگر دهم ۵

افسردگی بس است که باد خزان شود
آه ار به بوستان جمال تو سر دهم ۶

بیداد کیش من متنبه نمی‌شود
وحشی من این ندای عبث چند در دهم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۴ - آورده اقبالم دگر تا سجدهٔ این در کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶ - ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.