خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن عشق و ارادت خود را به معشوق یا شخصیتی مقدس بیان می‌کند. او از سجده‌های بی‌شمار، فداکاری‌های خود، و آرزوهایش برای تبدیل شدن به چیزی ارزشمندتر سخن می‌گوید. همچنین، از قدرت دعا و تأثیر آن بر جهان صحبت می‌کند و آرزو می‌کند که دشمنانش را نابود کند. شاعر خود را در برابر عظمت معشوق کوچک و ناچیز می‌داند، اما امیدوار است که با فیض او به جایگاهی برتر دست یابد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۴ - آورده اقبالم دگر تا سجدهٔ این در کنم

آورده اقبالم دگر تا سجدهٔ این در کنم
شکرانهٔ هر سجده‌ای صد سجدهٔ دیگر کنم ۱

کردم سراپا خویش را چشم از پی طی رهت
کز بهر سجده بر درت خود را تمامی سرکنم ۲

گوگرد احمر کی کند کار غبار راه تو
این کیمیاگر باشدم خاک سیه را زر کنم ۳

تو خوش به دولت خواب کن گر پاسبانی بایدت
من از دعای نیم شب گردون پر از لشکر کنم ۴

خصمت که هست اندر قفس بگذار با آه منش
کو را اگریاقوت شد زین شعله خاکستر کنم ۵

گر توتیایی افکنی در دیده ام از راه خود
از رشک چشم خود نمک در دیدهٔ اخترکنم ۶

بر اوج تختت کاندر او سیمرغ شهپر گم کند
من پشه و از پشه کم کی عرض بال و پرکنم ۷

وحشی چه پیش آرد که آن ایثار راهت را سزد
از مخزن فیضت مگر دامن پر از گوهر کنم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۳ - صد دشنه بر دل می‌خورم وز خویش پنهان می‌کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵ - کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.