خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و دردهای درونی خود سخن میگوید که آنها را پنهان میکند و در ظاهر خوشحال به نظر میرسد. او از اشکها، آهها و غمهایش میگوید که مانند زخمهایی بر دلش نشستهاند. با وجود این، شاعر به آینده امیدوار است و از مرگ به عنوان پایاندهنده رنجها یاد میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند مرگ، رنج و امید ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۳۱۳ - صد دشنه بر دل میخورم وز خویش پنهان میکنم
صد دشنه بر دل میخورم وز خویش پنهان میکنم
جان گریه بر من میکند من خنده بر جان میکنم ۱
خون قطره قطره میچکد تا اشک نومیدی شود
وز آه سرد اندر جگر آن قطره پیکان میکنم ۲
دست غم اندر جیب جان پای نشاط اندر چمن
پیراهنم سد چاک و من گل در گریبان میکنم ۳
گلخن فروز حسرتم گرد آورد خاشاک غم
بی درد پندارد که من گشت گلستان میکنم ۴
غم هم به تنگ آمد ولی قفلست دایم بر درش
این خانهٔ تنگی که من او را به زندان میکنم ۵
امروز یا فردا اجل دشواری غم میبرد
وحشی دو روزی صبر کن کار تو آسان میکنم ۶
جان گریه بر من میکند من خنده بر جان میکنم ۱
خون قطره قطره میچکد تا اشک نومیدی شود
وز آه سرد اندر جگر آن قطره پیکان میکنم ۲
دست غم اندر جیب جان پای نشاط اندر چمن
پیراهنم سد چاک و من گل در گریبان میکنم ۳
گلخن فروز حسرتم گرد آورد خاشاک غم
بی درد پندارد که من گشت گلستان میکنم ۴
غم هم به تنگ آمد ولی قفلست دایم بر درش
این خانهٔ تنگی که من او را به زندان میکنم ۵
امروز یا فردا اجل دشواری غم میبرد
وحشی دو روزی صبر کن کار تو آسان میکنم ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۲ - گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴ - آورده اقبالم دگر تا سجدهٔ این در کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.